روایتی از نشست بررسی مجموعه «داستان یک شهر»
شهرها تنها تجمعی از خیابانها و ساختمانهای سیمانی نیستند؛ آنها نفس میکشند، خاطره میسازند و در تار و پود ادبیات، گاه به یک شخصیت زنده و کنشگر بدل میشوند. نشست بررسی مجموعه کتاب «داستان یک شهر» در شهرکتاب مرکزی، بهانهای بود تا با تمرکز بر دو اثر «صداهایی از پراگ» و «صداهایی از قاهره»، پیوند عمیق میان زیستبوم شهری و جهان داستان واکاوی شود. در این رویداد، مرضیه پورچریکی، الهام فلاح و حمیدرضا شعیری، از منظرهای ترجمه، نقد ادبی و نشانهشناسی، به رمزگشایی از روح شهر در آینه کلمات پرداختند.
بازآفرینی روح شهر در هزارتوی داستان کوتاه
انتقال اتمسفر یک شهر از زبانی به زبان دیگر، فرآیندی است که به گفته مرضیه پورچریکی، مترجم این مجموعه، دقتی مینیاتوری میطلبد. او با اشاره به تفاوتهای بنیادین رمان و داستان کوتاه، تأکید کرد که در قالب کوتاه داستانی، هر واژه بار استراتژیک دارد و جایی برای لغزش مترجم نیست. چالش مضاعف این مجموعه، ساختار چندصدایی آن بود؛ چنانکه در کتابی مانند قاهره، مترجم باید با جهانبینی ده نویسنده متفاوت همگام میشد. پورچریکی توضیح داد که برای عبور از سد زبان واسط (انگلیسی) و حفظ اصالت مکانها، به مطالعه نقدهای متعدد و افزودن پینوشتهای دقیق روی آورده تا خواننده ایرانی بتواند بیواسطه در کوچههای پراگ و قاهره قدم بزند.
وقتی جغرافیا به یک «شخصیت» تبدیل میشود
چه چیزی باعث میشود یک شهر در داستان صرفاً یک دکور باشد و شهری دیگر به یک کاراکتر بدل شود؟ الهام فلاح، نویسنده و منتقد ادبی، با وامگیری از ایده پروژه جهانی «خواندن شهر»، به این پرسش پاسخ داد. او با قیاس دو کتاب این مجموعه، به این نکته ظریف اشاره کرد که پراگ، به واسطه پشتوانه غنی ادبی و تراکم تاریخیاش، در برابر کنشهای انسانی مقاومت میکند و خود به یک شخصیت محوری تبدیل میشود. اما در مقابل، قاهره بیشتر در سطح یک بستر فیزیکی باقی میماند؛ چرا که سایه سنگین خفقان و سانسور، نویسندگان مصری را ناگزیر کرده تا بحرانهای شهری و سیاسی را به درون ذهن شخصیتها کشانده و در قالب انزوا و فروپاشی روانی بازنمایی کنند. فلاح همچنین یادآور شد که ادبیات ایران نیز پتانسیلهای بینظیری در خلق شهر-کاراکتر دارد که نیازمند توجه و نهادینهسازی است.
انسان، شهر و فضاهایی که معنا میآفرینند
در بخش دیگری از این نشست، حمیدرضا شعیری، استاد دانشگاه و نشانهشناس، مبحثی فلسفی درباره کیفیت فضاها گشود. او با تفکیک فضای شهری به دو نوع «مکانیکی» و «تعاملی»، نشان داد که چگونه شهرهای مدرن گاه انسان را در چرخدندههای بوروکراتیک خود اسیر میکنند (فضای مکانیکی) و گاه مجالی برای خلق معنا و پیوندهای سوبجکتیو فراهم میآورند (فضای تعاملی).
شعیری با ارجاع به داستانهای این مجموعه، اضطرابها و شتابزدگیهای شخصیتها را انعکاسی از ترافیک و آشفتگی روانی قاهره دانست. او در نهایت با اشاره به پایانبندی کتاب پراگ، بر این مفهوم تأکید ورزید که شهرها، با وجود تمام زخمها و بحرانهای تاریخی، همچنان به پویایی خود ادامه میدهند و انسان و فضا در یک استمرار ناگزیر، هویت یکدیگر را تکمیل میکنند.
مجموعه «داستان یک شهر» که به زودی با «صداهایی از توکیو» تکمیل خواهد شد، هماکنون برای علاقهمندان به ادبیات داستانی و مطالعات شهری در دسترس است.

















برچسبها:شهرکتاب, شهرکتاب مرکزی, مرکزی